أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
215
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
سال است كه مىپرسم تا محروم كه باشد ؟ و هيچ علمى حاصل نشد . [ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 20 تا 23 ] وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ ( 20 ) وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ ( 21 ) وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ( 22 ) فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ( 23 ) و در زمين آياتى و علاماتى هست آنان را كه ايشان را يقين باشد و شكّاك نباشند آنگه بلفظ استفهام بر سبيل ملامت گفت : اى « 1 » در خويشتن نمىنگريد و انديشه نمىكنيد « 2 » . عبد اللّه زبير گفت : مراد مخرج بول و غايط است كه از يك راه طعام و شراب فرو مىرود و از دو راه بيرون مىآيد . و اگر شير محض خورد آب بيرون آيد . ابو بكر ورّاق گفت : [ وَ فِي أَنْفُسِكُمْ ] يعنى در تحويل حالات و تغيير آلات و ضعف قوّت و قهر « 3 » منّت « 4 » و عجز أركان و فسخ صريمت و نقض عزيمت ، آنگه گفت : تو ايمن باش كه روزى تو جائى نهادهام كه آفت به او راه نبرد و هيچ دزدى بوى نرسد . لا تأكله السّوس « 5 » و لا تناله اللصوص . [ وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ ] . روزى شما در آسمانست يعنى برف و باران كه به او نبات از زمين برآيد كه سبب روزى شماست : و گفتند كه : مراد به [ سماء ] باران است
--> ( 1 ) - يعنى آيا . ( 2 ) - در اين باره نيكو گفتهاند : « و فى كلّ شيء له آية * تدلّ على أنّه واحد » و به فارسى نيز نيكو سرودهاند : « دل هر ذرّهء كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى » ( 3 ) - منت بضم ميم و تشديد نون بمعنى قوّت و ضعف است يعنى از اضداد است . ( 4 ) - كذا در نسخ و شايد « وهن » بوده است كه بمعنى ضعيف شدن و ضعيف كردن است . ( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « سوس بالضم ديوچه و كرمكى است كه در پشم و طعام افتد » در برهان قاطع گفته : « ديوچه باثانى مجهول و فتح جيم فارسى جانوريست مانند مورچه و در زمين نمناك مىباشد و پشمينه و موئينه تباه سازد و ضايع كند و به عربى ارضه گويند » و در منتهى الارب گفته : « أرضه محرّكة كرمك چو بخوار كه آن را ديوچه گويند و در مثل است : هو آكل من أرضة ؛ او خورندهتر است از ديوچه ، و در مثل ديگر : هو أصنع من أرضة ؛ او صانعترست از ديوچه » و در برهان قاطع گفته : « سوس بر وزن طوس كرمى باشد كه بيشتر جامههاى ابريشمى را ضايع كند و در عربى كرمى را گويند كه گندم و برنج و اقسام غلّه را ضايع مىكند » .